close
تبلیغات در اینترنت
مجله اينترنتي هلو
زني که نتوانست از شوهرش انتقام بگيرد - انتقام با شيشه

زني که نتوانست از شوهرش انتقام بگيرد

خانمي که با شوهرش مشکل داشت خواست تا از او انتقام بگيرد اما خدا دست او را رو کرد و به دام پليس افتاد

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
داستان آموزنده گيوتين

داستان آموزنده گيوتين

بخش داستان هاي آموزنده . در اينجا مي خواهيم داستان آموزنده سه نفر که براي اعدام آورده بودند را برايتان تعريف کنيم همراه ما باشيد

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد

داستان يک روز زندگي

اگر شما فقط يک روز مهلت زندگي کردن را داشتيد چه مي کرديد؟

داستان کسي که فقط يک روز مهلت زندگي کردن داشت

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد

جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟
جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.
جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی می‌گویی؟حکیم گفت: چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت: آری.
حکیم گفت: مراقب چشمانت باش

گرداوري: مجله هلو

پدرش بهش گفت این 1000 تا چسب زخم رو بفروش تا برایت کفش بخرم...
بچه نشست وباخود فکر کرد......
یعنی باید ارزو کنم 1000نفر یه جایشان زخم شود تامن کفش بخرم؟؟
ولش کن همین کفشهای پاره خوبه.......
خدایاااااااا!!!!
گاهی دلهای بزرگ را انچنان درون سینه هایی کوچک میگذاری
که شرمسار میشوم ازبزرگی که برای خود ساخته ای...

گرداوري: مجله هلو