close
تبلیغات در اینترنت
مجله اينترنتي هلو
داستان واقعي سپيده دختر کلاهبردار

داستان واقعي سپيده دختر کلاهبردار

بخش داستان - با سپیده در یک پارتی لاکچری آشنا شدم و او با وسوسه من را به سمت خود کشاند و همان شب او را به خانه ام دعوت کردم . .

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
من در کنار يک داعشي / خاطرات يک جاسوس

من در کنار يک داعشي

اگر به خواندن خاطرات جاسوس ها،داعشي ها و تروريست ها علاقه داريد من به شما عزيزان پيشنهاد مي کنم حتما اين مطلب را بخوانيد .

پیشتر چند باری در خانۀ خودمان او را دیده بودم. اسمش جمال بود. ریش بلندی داشت و بسیار آرام کم‌حرف بود. ظاهراً اکثر وقتش را به قرائت قرآن می‌گذراند. . . .

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
پرويز با خودروي شاسي بلند دختر را فريب داد | داستان فريب دختر بيچاره

پرويز با خودروي شاسي بلند دختر را فريب داد

دختري که فريب پرويز را خورده بود به پليس شکايت کرد - پرویز ابتدا منکر سرقت بود، اما زمانی که با مدارک پلیسی مواجه شد لب به اعتراف گشود . . .

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
ناصرالدين شاه در عيد نوروز چه مي کرد؟

ناصرالدين شاه در عيد نوروز چه مي کرد؟

اخبار عيد در زمان قاجار- شاه در ساعت ۶ به درون تالار قدم نهاد و در پای تخت «فتحعلی شاه» روی قالی زربفتی به شیوه ایرانیان نشسته به یک پشتی مروارید دوزی تکیه زد . . . .

به ادامه برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
ماجراي پيدا شدن 100 شهيد با صداي تکبير

ماجراي پيدا شدن 100 شهيد با صداي تکبير

پيدا شدن 100 شهيد - فردی آمده بود و می‌گفت من پیمانکار این پاسگاه هستم و وقتی می‌خواستم  پاسگاه را بسازم، 100 شهید پیدا و در نقطه‌ای دفن کردم . . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
مريم مادر شوهرش را به قتل رساند | داستان واقعي قتل مادر شوهر

مريم مادر شوهرش را به قتل رساند

داستان واقعي قتل مادر شوهر به دست عروس . وقتی به محله اشرفی اصفهانی رسیدیم به داخل یک چهاردیواری که محل خلوتی بود رفتیم و او را خفه کردیم سپس جسدش را درون چاه انداختیم و فرار کردیم . . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
داستان مردي که قدر زنش را ندانست

داستان مردي که قدر زنش را ندانست

داستان غمناک مردي که تنها شده بود و ديگر صداي زيباي زنش را نميشنيد . خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
داستان واقعي گريه کردن ابراهيم | علت گريه کردن ابراهيم

داستان واقعي گريه کردن ابراهيم

در مورد زندگي خيلي افراد مي خوانيم و چيزهايي ميدانيم امروز مي خواهم درباره يه اتفاق که براي ابراهيم افتاده بود براتون بگم . اتفاقي جالب براي اينکه ما هم چيزهايي ياد بگيريم بخصوص مسئولين کشور

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد
داستان واقعي قتل مرد 90 ساله به خاطر سوءظن

داستان واقعي قتل مرد 90 ساله به خاطر سوءظن

بخش داستان -  من در یک مغازه خیاطی کار می‌کردم؛ ما خانواده فقیری بودیم و من برای پول ناچیزی کار می‌کردم، همسرم خیلی غیرتی بود ولی به ‌دلیل احتیاجی که داشتیم، چیزی نمی‌گفت . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب کليک کنيد