رابطه زناشويي مدل لباس آرايش و زيبايي خانم هاي باردار
تبليغات در سايت تبليغات در سايت
داستان واقعي نيلوفر دختري که هزار شوهر داشت

داستان واقعي نيلوفر دختري که هزار شوهر داشت

اين داستان واقعي درباره دختري 18 ساله به نام نيلوفر است که عقد موقت مي شده است و  . . .

دیگر من ترسی از رابطه با مردان نداشتم. برای همین، به سراغ مردان جوانی ميرفتم که هم جایی برای سکونت داشتند و هم شرایط استعمال مواد‌ مخدر را برایم فراهم می‌ساختند . . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
درباره عمليات فروغ جاويدان بدانيد - مريم سنجابي عضو ارشد گروهک منافقين

درباره عمليات فروغ جاويدان بدانيد - خاطرات مريم سنجابي عضو ارشد گروهک منافقين

مجله اينترنتي هلو : ما آنقدر می‌خواهیم با سرعت پیش برویم که در مسیر توقف هم نداریم و هرکس مجروح شد باید خودش مسئله‌ خودش را حل کند . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
براي انتقام از شوهرم با بهمن رابطه برقرار کردم | مجله اينترنتي هلو

براي انتقام از شوهرم با بهمن رابطه برقرار کردم .

اين داستان واقعي زني است که به خاطر انتقام گرفتن از شوهرش درست به کار اشتباهي مي زند و . . .

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
داستان واقعي شکست در دو ازدواج - داستان زن شکست خورده

داستان واقعي شکست در دو ازدواج

بزرگترين اشتباه من در زندگي گوش ندادن به حرف دلسوزانه مادرم بود وقتي که با ازدواج من مخالفت مي کردند و من گوش ندادم . اين صحبت هاي زني بود از که شکست در زندگي خود براي ما مي گويد

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
درباره ازدواج هابيل و قابيل بدانيد

درباره ازدواج هابيل و قابيل بدانيد

هابيل و قابيل با چه کسي ازدواج کردند؟ ازدواج هابيل و قابيل چگونه بود؟ قرآن به اين سوال پاسخ داده است که در ادامه مي خوانيم

به ادامه مطلب برويد

مجله اينترنتي هلو - www.holoo1.ir

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
حضرت موسي عليه السلام به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شدند

حضرت موسي به زيارت امام حسين رفتند - در كتاب شريف كامل الزيارات كه نوشته مرحوم ابن قولويه استاد شيخ مفيد می باشد ، داستانی عجیب از زیارت حضرت موسی (ع) نقل شده که با هفتاد هزار ملک به زیارت امام حسین (ع) می‌رود . .

به ادامه مطلب برويد

مجله اينترنتي هلو - www.holoo1.ir

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
جنازه شهيد محسن اسحاقي چگونه شناسايي شد

راز شناسايي جنازه شهيد محسن اسحاقي

. قبل از رفتن به عملیات از من خواست تا لباس نظامی‌اش را برایش آماده کنم.
داشت لباس را می‌پوشید که دید دکمه‌ی شلوار سر جایش نیست و کنده شده است. رو به من گفت:  سریع یک دکمه بیاور.
هر چه توی خانه گشتم دکمه‌ای پیدا نکردم. به خاطر عجله‌ای که داشت، دکمه‌ی ژاکتم را کندم و به شلوارش دوختم.
تشکر کرد و از من خداحافظی کرد و رفت. بعد از چند وقت، خبر شهادتش رسید. آن‌وقت‌ها با محسن در منطقه بودم، برای پیدا کردن جنازه‌اش به هرجایی که شهدا را می‌آوردند سر زدم؛ ولی خبری نشد که نشد. دست از پا شکسته و ناامید پس از گذشت چند ماه، به فریدون‌کنار برگشتم.
هفت ماه نشده، خبر رسید که چند شهید گمنام آورده‌اند. برای شناسایی آن‌ها به بابلسر رفتم.
مشغول جست‌وجوی پیکرهای شهدا بودم که ناگهان لباس یکی از جنازه‌ها، مرا به خودش جلب کرد.
یک دکمه‌ی ژاکت زنانه روی لباس دوخته شده بود. بی‌اختیار فریاد زدم:
پیداش کردم؛ این جنازه‌ی شهید من است

منبع : تبيان

مجله اينترنتي هلو - www.holoo1.ir

داستان چگونه پولدار شدم

داستان چگونه پولدار شدم

مجله اينترنتي هلو : امروز داستان يک مرد پولدار رو آورديم که هيشکي دوست نداره جاي اون باشه حتي شما . پيشنهاد مي کنم حتما بخونيد

 

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد

بخونيد. بخنديد . نظر بديد لطفا


تو رستوران نشسته بودم،
دختره با دوستش با یه کلاسی اومد تو،
با کلی عشوه  menu رو برداشت ...
بعد با کلی مکث سرشو آورد بالا و با یه حالت خاصی گفت:
۲ تا بام دریت جعفری واسه منو عشقم لدفن ...☺️
بعد از اینکه گارسونه کل میز رو گاز گرفت گفت:
------
 اون بام دریت جعفری نیست!!!
با مدیریت جعفریه!!!

سه نفر در جا سکته زدند

آقای جعفری استعفا کرد

عشقش از طبقه سوم خودشو پرت کرد پایین

گارسونه از بس خندید مرد

مجله اينترنتي هلو

داستان مرد طلا فروش و نامرد

مرد جوان وارد طلافروشي شد و حلقه‌اي را انتخاب کرد. طلافروش پرسيد: «آيا مي‌خواهيد داخل حلقه نوشته‌اي حک شود؟»
مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقديم به عزيزترينم، مریم.»
طلا فروش پرسيد: « خواهر شماست؟»
مرد گفت: «قرار است با هم نامزد شويم.»
طلا فروش گفت: «من اگر جاي شما بودم اين را داخل حلقه نمي‌نوشتم. اگر نظر شما يا او عوض شود ديگر نمي‌توانيد از اين حلقه استفاده کنيد.»
مرد گفت: «پيشنهاد شما چيست؟»
طلا فروش گفت: «اين را تقديم مي‌کنم: به اولين و آخرين عشقم.
با اين کار شما مي‌توانيد از اين حلقه بارها استفاده کنيد. من خودم هم همين کار رو كردم

مجله اينترنتي هلو

اول عاشقي بعد خيانت، خيانت شوهر به زن بيچاره

اول عاشقي بعد خيانت ، خيانت شوهر بي معرفت به زن بيچاره

نخستین دیدار سهیلا با آقای جیم در یک روز بهاری اتفاق افتاد،
هرچند پیش از آن عکس‌های او را در خانه دوستش دیده و توصیف او را زیاد شنیده بود

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد

داستان واقعي من و بدختي که هميشه همراهم بود

دوستي با شيما کار دستم داد البته شيما مقصر نبود مقصر خودم بودم

شیما دختر خیلی شاد و دوست‌داشتنی بود و دوستان خیلی زیادی داشت. فرقی نداشت طرف مقابل دختر باشد یا پسر، ترم اول یا آخر، شیما آنقدر خونگرم بود که خیلی سریع با طرف دوست می‌شد و بگو و بخند راه می‌انداخت

به ادامه مطلب برويد   

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد
داستان باردار شدن دختر بيچاره

داستان باردار شدن دختر بيچاره - پيشنهاد مي کنم حتما اين داستان را بخوانيد

مجله اينترتي هلو :  کلثوم دختر جوانی است که درروستای سر سبز و آباد یکی از شهرهای شمال با پدر و مادرش زندگی می کند.

به ادامه مطلب برويد

ادامه مطلب اينجا را کليک کنيد

افراد مشهور