holoo1.ir
داستان دختري براي ازدواج مي خواهم

داستان دختري براي ازدواج مي خواهم
جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …
 پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!
 پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!
 جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!
 پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!
 جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!
 پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.
جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!
 پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!
 جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!
 پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد

مجله اينترنتي هلو

نيک صالحي

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

مورچه به حضرت سليمان چه نصيحت کرد


12:46 , سه شنبه 30 شهريور 1395

نصيحت مور به حضرت سليمان

نصيحت مورچه به حضرت سليمان

آورده اند كه چون حضرت سلیمان(ع) تخت خود را به وادی نمل برد، از موری نصیحت خواست كه در دنیا به آن عمل آورد.
مور عرض كرد: ای پیغمبر خدا! در این دنیا این تخت و جاه و ملك از كجا به تو رسیده؟
 فرمود از پدرم.
مور عرض كرد: همین نصیحت توست. بدانكه از تو هم به دیگری رسد و با تو نخواهد ماند

بازنشر : مجله اينترنتي هلو

منبع: تکناز

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

بيرون کردن تو از دل


21:13 , دوشنبه 08 شهريور 1395

مجله اينترنتي هلو : خواستن توانستن نیست... هر چه خواستم تو را از دل بیرون کنم... نتوانستم.....

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

شب شکست


20:54 , دوشنبه 08 شهريور 1395

شب شکست , پیمان شکست عهدی شکست , قلبی شکست از شکست هر شکستی بر دلم اهی نشست… .

 

مجله اينترنتي هلو

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

داستان عيادت مرد ناشنوا از همسايه نگون بخت

داستان عيادت مرد ناشنوا از همسايه نگون بخت

حکایت های مولانا
ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند

به ادامه مطلب برويد   اين داستان را بخوانيد . داستان مرد ناشنوا . داستان عيادت از همسايه

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

امتحان كردن داماد ها توسط مادر زن


19:23 , شنبه 25 ارديبهشت 1395

مادر زني كه دامادهاي خود را امتحان كرد

داستان جالب مادر زن

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند . یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند

به ادامه مطلب برويد

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

جملات آموزنده . صبر كردن در رنج


17:47 , شنبه 25 ارديبهشت 1395

در تمـــــــــــام رنـــــج هایی که می بریم

"صــــــــبر" اوج احترام به حکمـــت خـــــداوند است…

گرداوري : مجله اينترنتي هلو

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

جملات زيبا و آموزنده


17:39 , شنبه 25 ارديبهشت 1395

هَــــر آنچــــــه کــِه بِـــتَـــوآنـــید دَر خیـــــآلِ خُــــود بِـــگُنجـــــآنیـــــد ، " وآقِعـــــــی " اســـت !

« پـــآبلــــو پیـــــکـآســو »

--------

اَگَـــــر دَر اَوَلیــــــــن قَـــدَم مُـــوَفَـقیَــــــت نَصیـــــبِ مــــآ میـــشُد ،
دیـــــگَر سَعـــــی وَ تَــــلآش مَعنـــــی نَــــدآشـت ...

-----

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

حكايت هاي بسيار آموزنده از جناب بهلول


10:17 , چهارشنبه 08 ارديبهشت 1395

بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می‌طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته‌اند. زمانی که بهلول از سوی هارون‌الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می‌داد. بهلول در سال ۱۹۰ قمری درگذشت

به ادامه مطلب برويد

توجه : کپي برداري از مطالب با ذکر منبع آزاد است.