close
رزرو هتل

داستان طلا فروش نامرد



  • موضوعات
    مطالب تصادفي
    پيوندهاي روزانه
    خانم هاي باردار بخوانند
    آرايش و زيبايي
    تبليغات ارزان در اينجا
      تبليغات در مجله اينترنتي هلو

    تبليغات كم هزينه در سايت هلو

    بخش آرايش و زيبايي مجله اينترنتي هلو
    پزشکي و سلامت
    درباره : جملات عاشقانه , داستانهاي كوتاه و زيبا ,

    داستان مرد طلا فروش و نامرد

    مرد جوان وارد طلافروشي شد و حلقه‌اي را انتخاب کرد. طلافروش پرسيد: «آيا مي‌خواهيد داخل حلقه نوشته‌اي حک شود؟»
    مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقديم به عزيزترينم، مریم.»
    طلا فروش پرسيد: « خواهر شماست؟»
    مرد گفت: «قرار است با هم نامزد شويم.»
    طلا فروش گفت: «من اگر جاي شما بودم اين را داخل حلقه نمي‌نوشتم. اگر نظر شما يا او عوض شود ديگر نمي‌توانيد از اين حلقه استفاده کنيد.»
    مرد گفت: «پيشنهاد شما چيست؟»
    طلا فروش گفت: «اين را تقديم مي‌کنم: به اولين و آخرين عشقم.
    با اين کار شما مي‌توانيد از اين حلقه بارها استفاده کنيد. من خودم هم همين کار رو كردم

    مجله اينترنتي هلو




    لطفا نظر بدهيد () ب : / , / , / , / , / , / ,
    مطالب مرتبط
    ”نظرات شما براي اين مطلب،مطمئن باشيد ما براي نظرات شما احترام خاصي قائليم”

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تازه هاي آشپزي
    سلامت و نگهداري کودک
    ?
    مطالب گذشته
    تبليغات در مجله اينترنتي هلو



    Code Center
    تبليغات متني
    ?