داستان طلا فروش نامرد

به علت بروز بودن سايت از صفحات ديگر نيز ديدن کنيد

به سايت مجله اينترنتي هلو خوش آمديد

داستان طلا فروش نامرد

داستان مرد طلا فروش و نامرد

مرد جوان وارد طلافروشي شد و حلقه‌اي را انتخاب کرد. طلافروش پرسيد: «آيا مي‌خواهيد داخل حلقه نوشته‌اي حک شود؟»
مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقديم به عزيزترينم، مریم.»
طلا فروش پرسيد: « خواهر شماست؟»
مرد گفت: «قرار است با هم نامزد شويم.»
طلا فروش گفت: «من اگر جاي شما بودم اين را داخل حلقه نمي‌نوشتم. اگر نظر شما يا او عوض شود ديگر نمي‌توانيد از اين حلقه استفاده کنيد.»
مرد گفت: «پيشنهاد شما چيست؟»
طلا فروش گفت: «اين را تقديم مي‌کنم: به اولين و آخرين عشقم.
با اين کار شما مي‌توانيد از اين حلقه بارها استفاده کنيد. من خودم هم همين کار رو كردم

مجله اينترنتي هلو

نظرت در مورد اين مطلب چيه؟


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی